غلامحسین اسلامی فرد

۲۷ اردیبهشت روز جهانی ارتباطات فرصتی برای بازاندیشی در ماهیت یکی از اثرگذارترین حوزه‌های جهان معاصر است؛ حوزه‌ای که امروز از مرزهای کلاسیک «رسانه»، «روزنامه‌نگاری» و «روابط عمومی» عبور کرده و به یکی از ارکان اصلی حکمرانی، اقتصاد، فرهنگ، امنیت و حتی حیات اجتماعی بشر تبدیل شده است. همزمانی این روز با «روز جهانی ارتباطات و جامعه اطلاعاتی» نشان می‌دهد که جهان ارتباطات را نه یک حرفه حاشیه‌ای، بلکه زیربنای توسعه در قرن بیست‌ویکم می‌داند. امروز اگر از قدرت سخن گفته می‌شود، دیگر صرفاً قدرت نظامی، اقتصادی یا حتی سیاسی مدنظر نیست؛ بلکه «قدرت ارتباطی» به عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلی اقتدار کشورها مطرح است. کشوری که بتواند پیام خود را بهتر منتقل کند، روایت خود را تثبیت نماید، افکار عمومی را اقناع کند و در میدان رسانه‌ای دست برتر داشته باشد، در بسیاری از عرصه‌ها نیز موفق‌تر خواهد بود.
برای دهه‌ها، آموزش ارتباطات در دانشگاه‌ها بر نظریه‌های کلاسیکی چون الگوی انتقال پیام، نظریه گلوله جادویی، برجسته‌سازی، مارپیچ سکوت، استفاده و رضامندی و جریان دو مرحله‌ای ارتباطات متمرکز بود. این نظریه‌ها همچنان ارزش آموزشی دارند، اما مسئله این است که جهان ارتباطات امروز دیگر صرفاً با این چارچوب‌ها قابل تحلیل نیست.اکنون با پدیده‌هایی همچون الگوریتم‌های پلتفرمی، هوش مصنوعی مولد، اقتصاد توجه، رسانه‌های شبکه‌ای، اینفلوئنسرها، دیپلماسی دیجیتال و حکمرانی داده روبه‌رو هستیم.
پلتفروم‌هایی چون متا، گوگل، ایکس(تویتر) و تیک‌تاک تنها شرکت‌های فناوری نیستند بلکه آنها بازیگران بزرگ عرصه سیاست‌گذاری ارتباطی جهان شده‌اند. دانشجوی ارتباطات امروز باید بداند که مخاطب دیگر صرفاً «گیرنده پیام» نیست؛ او تولیدکننده محتوا، بازنشرکننده پیام و گاهی تعیین‌کننده دستور کار رسانه‌ای است.
در چنین فضایی، یکی از آسیب‌های جدی در بسیاری از سازمان‌های ایرانی، نگاه سنتی به روابط عمومی است. در بسیاری از نهادها، روابط عمومی هنوز به برگزاری مراسم، نصب بنر، انتشار خبرهای تشریفاتی و مدیریت مناسبت‌ها محدود شده است. در حالی که در جهان امروز، روابط عمومی به حوزه‌ای راهبردی تبدیل شده که باید تحلیل‌گر افکار عمومی، مدیر بحران ارتباطی، تولیدکننده اعتماد اجتماعی و طراح ارتباطات سازمانی باشد.در بحران‌ها، جنگ‌ها، حوادث طبیعی، نارضایتی‌های اجتماعی یا حتی رقابت‌های اقتصادی، نخستین نهادی که باید فعال شود، سیستم ارتباطی و روابط عمومی حرفه‌ای است. اگر این نهاد ضعیف عمل کند، خلأ اطلاعاتی ایجاد می‌شود و شایعه، بی‌اعتمادی و روایت‌های رقیب جای آن را می‌گیرند. این درسی است که تا اندازه زیادی در جریان اعتراضات و ناآرامی‌های آذر و دی سال گذشته شاهد بودیم.
 در عصر ارتباطات، قدرت در دست جوامعی است که از نیرومندترین شبکه‌های ارتباطی و به تبع آن، از بیشترین اطلاعات برخوردار باشند و این حقیقت انکار ناپذیر تمدن کنون جهانی است. بهره‌گیری مناسب  از فرصت‌های جنگ رمضان توسط رسانه‌های ایرانی نشان داد که خوشبختانه، بهره‌گیری از هوش مصنوعی و روش‌های نوین اطلاع‌رسانی در کشور سرعت گرفته و توانسته است در افکار عمومی جهان نیز تأثیرات شگرفی بگذارد.
این در حالی است که رسانه‌های سنتی در سراسر جهان اکنون با بحران جدی اعتماد مواجه‌اند. ظهور شبکه‌های اجتماعی از یک سو و گسترش اخبار جعلی از سوی دیگر، وضعیت پیچیده‌ای ایجاد کرده است به گونه‌ای که رسانه‌هایی همچون بی‌بی‌سی، نیویورک تایمز، رویترز و آسوشیتدپرس ناچار شده‌اند مدل‌های خبری، شیوه روایت و سازوکارهای درآمدی خود را بازنگری کنند. در ایران هم روزنامه‌نگاری برای بقای خود نیازمند عبور از الگوهای قدیمی، توجه به روزنامه‌نگاری داده‌محور، روایت چندرسانه‌ای، خبرنگاری تخصصی و سواد رسانه‌ای پیشرفته است.در این میان، یکی از مهم‌ترین تحولات سال‌های اخیر، پیوند مستقیم ارتباطات با امنیت ملی است. جنگ‌های جدید صرفاً در میدان نظامی رخ نمی‌دهند؛ جنگ روایت‌ها، عملیات روانی، جنگ سایبری و مدیریت افکار عمومی بخش مهمی از منازعات امروز است. در بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای، مشاهده شده که یک ویدئو، یک روایت رسانه‌ای یا یک هشتگ می‌تواند آثار گسترده‌ای در سطح افکار عمومی جهانی ایجاد کند. جنگ رمضان نمونه‌های بسیاری از این روایت‌سازی‌ها داشت.
این وضعیت ایجاب می‌کند دانشگاههای ما به ویژه در حوزه ارتباطات از تجربه‌های جنگ تحمیلی سوم بخوبی بهره برده و یک بازنگری جدی در سرفصل دروس و آموزش‌های خود داشته باشند. اکنون یکی از پرسش‌های مهم آن است که آیا دانشگاه‌های ما متناسب با تحولات جدید حرکت کرده‌اند؟ به نظر می‌رسد بخش مهمی از سرفصل‌های آموزشی همچنان متعلق به دهه‌های گذشته است، در حالی که دانشجوی امروز باید با موضوعاتی نظیر هوش مصنوعی در رسانه، تحلیل داده و افکار عمومی، دیپلماسی رسانه‌ای، اقتصاد رسانه، سواد الگوریتمی، امنیت اطلاعات، رسانه‌های تعاملی، مدیریت بحران ارتباطی، خبرنگاری داده‌ محور و اخلاق ارتباطات در فضای دیجیتال آشنا باشند. اگر دانشگاه‌ها خود را به‌روز نکنند، فاصله میان آموزش و بازار واقعی ارتباطات هر روز بیشتر خواهد شد.
اساتید و دانشجویان در این عرصه مسئولیت‌های سنگینی دارند.تردیدی نیست که جهان آینده را کسانی می‌سازند که بتوانند «اطلاعات» را به «معنا»، «پیام» را به «اقناع» و «ارتباط» را به «اعتماد» تبدیل کنند. با چنین نگاهی، ۲۷ اردیبهشت، بیش از آنکه روز تبریک باشد، روز بازاندیشی درباره آینده رشته‌ای است که آینده جهان، بیش از هر زمان دیگر، به آن وابسته شده است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی